سایه ای معلق در فضا
  
 
 
آرشیو
 
جمعه 28 اردیبهشت‌ماه سال 1386
نترس از سردیه دستام
نترس از من .. نترس از سردیه دستام
منم محتاج یک آغاز .. به فکر لحظه پرواز


...................................................................................
هر چی میخواست درو ببنده یکی دستش رو لای در گذاشته بود وبا تمامه قدرت نمیذاشت درو ببنده...
وقتی هم که در بسته شد درو شکوند و به زور وارد زندگیش شد بعد فقط یه سرک کشید و قبل از اینکه حتی توی خونه رو نگاه کنه با سرعت گذاشت رفت تا حتی یه لحظه از وقتشم تلف نشه و بتونه خونه های بیشتری رو سرک بکشه و دخترک رو با در شکسته و خسته از تقلا تنها گذاشت و رفت بدونه اینکه فکر کنه دخترک خسته و بیرمق با یه خونه بدونه در چیکار کنه توی این بازاره مکاره! و تا یه دره دیگه واسه خونش درست کنه چه اتفاق هایی ممکنه واسش بیافته ....
.....................................................................................

برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 72055


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها